نسخه چاپي
ارسال به دوستان
آدم کشان جندالله در کنار روشنفکران
"سالروز دوم خرداد[1385]،ديگر روز خوشي براي اصلاح طلبان نبود.برنامه ريزِی های آنان در دانشگاه علامه طباطبايي شكست خورد و هنگامي كه صداي عبدالمالك ريگي،از راديو صدای ايران پخش می شد كه می گفت حاضر است گروگان هايش را "در برابر آزادی رامين جهانبگلو" با جمهوری اسلامی مبادله كند،فهميدند كه انديشه شان را با دست خود در گورستان تاريخ خاك كرده اند.وقتي حمايت اصلاح طلبان از يك روش سياسی كه به حمايت از جاسوسان مدرن ختم می شود،به مذاق تروريست مشهور كشور خوش می آيد،آن روز،روز عزا براي شكست آنان است،نه روز جشن سالگرد يك پيروزی در دوم خرداد.
سركرده گروهك تروريستي جندالله كه فجايعي مانند كشتار مردم ايران در جاده بم- كرمان را پديد آورده و از ترس جانش،در هزار پستو مخفی می شود،براي راديو هاي فارسی زبان در آمريكا،هميشه در دسترس است.عبدالمالك ريگي،در گفت و گو هايش با راديو صدای ايران گفت:
ما حاضريم در برابر آزادی شخصيتی مثل دكتر جهانبگلو كه براي دموكراسی،حقوق بشر و حق طلبی ايستادگی كرده،گروگان هايمان را با جمهوری اسلامی مبادله كنيم.ما دشمن حاكميت هستيم،ولي سر بريدن گروگان ها كار شخص من نبوده است.از هر كس كه حس آزادگی داشته باشد،مثل بهائيان،دفاع می كنيم.با جمهوری اسلامی می جنگيم تا مردم براي اختيار كردن مذهب و روش زندگی و سيستم سياسی آزاد شوند.
مضحك نيست كسي كه اقرار به فعاليت تروريستی و گروگان گرفتن شهروندان يك كشور می كند،از حس آزادگی و حقوق بشر هم حرف می زند؟!شايد زياد دور از انتظار نباشد كه آدم كشان مشهوری مانند عبدالمالك ريگي،خود را هم دل و هم دغدغه با روشنفكران سكولار ايران بدانند.
...می بينيد كه عشق ورزيدن به روشنفكری معاصر،چه نظام اخلاقی بی در و پيكری دارد.زير چتر حمايت از رامين جهانبگلو،در كسوت روشنفكری سكولار،يك سو عبدالمالك ريگی ايستاده است،به عنوان سركرده تروريست ها و سوي ديگر آن مهناز آذرنيا،به عنوان سمبل هيپی ها،برای روشنفكران خوش رقصی می كند.در ميانه صحنه هم،انواع و اقسام فرقه هاي اصلاح طلب،برای آنان كف و سوت می كشند."

